محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
225
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
من ادران الاعتقاد آمده توجه نماييد : « سحر يك امر واقعى است و تأثير بزرگى در كارها دارد در هندوستان مردى بود كه تمام اعضاى كودكى را مىبريد و هريك را بهسويى مىانداخت سپس اعضا را جمع نموده و كودك را زنده مىكرده است . در عراق نيز مردى وجود داشت كه سر انسان را از بدنش جدا مىكرد سپس آنرا دوباره به جسد برمىگردانيد . و در زمانهاى گذشته زنى بوده كه گندم را روى زمين مىپاشيده و به او مىگفته سبز شو ، و گندم سبز مىشده يا به گندم مىگفته خشك شو ، و گندم خشك مىشده سپس به گندم مىگفته آرد شو ، آرد مىشده و بعد مىگفته نان شو ، نان مىشده و بالاخره آن زن هرچه اراده مىكرده همان مىشده است » . « 1 » به عقيده وهابيها ساحر منافق و شعبدهباز به هرچه خواست مىتواند هستى ببخشد يعنى درست مانند خداى بزرگ اما انبياء و اولياء هيچ كارى از دستشان ساخته نيست . و با اين حال فقط وهابيها موحد و مؤمناند اما شيعه كه به زيارت قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و اهل بيت عليهم السّلام مىرود و بدين وسيله به خدا تقرب مىجويد كافر و مشرك است . ملاحظات 1 - توحيد حقيقى و اخلاص واقعى در صورتى تحقق مىپذيرد كه عدالت اجتماعى حكمفرما باشد و همه به يارى همديگر بشتابند و هرچه
--> ( 1 ) . هنگامىكه با شيخ سليمان بن عبيد رئيس قضات وهابى ، در مكه گرد آمديم ، به او گفتم : مىخواهم در مورد اعتقادات شما بنويسم . چه كتابهايى نزد شما معتبر است . او تعدادى كتاب ، از جمله تطهير الاعتقاد صنعانى را نام برد . فلزمتهم الحجة إذن .